گروگان
88/10/15فصل کودکی؛
قصه دیدار...
قصه من،
تو
و عروسکی که گم می کردمش هر روز
در رویای بوسه ای...
قصه عروسک پنهان در دخمه اتاقک کم نور انباری...
قصه آشفتگی تو در جستجوی عروسک
و سرمستی من در تعقیب تو ...
قصه شکار و
لمس لبهایت در شیرین ترین خلوت خانه کوچک کودکی
به بهانه پیدا شدن عروسک!
قصه مادربزرگ نگران در جستجوی ما
و فریادهای شادانه و
لبخندهای کودکانه ما در جستجوی خوشبختی...
فصل جوانی
قصه تکرار...
قصه من،
تو
و دلی که گمش کرده ام این بار...
قصه دل پنهانم در گوشه تنهایی تو...
قصه بی فراری من در عطشت
و سِحرخند تو بر شیدایی من...
...
..
.
بعدا اضافه شد:
پ.ن: عطر گل مریم عاشق تر می کند آدم را گویی!
