زلزله ی تو
88/04/31چهار دیوار
یک پنجره
بی دَر...
*****
شبانه های رویا،
مست می شوم از آخرین کام و
جام ِ شیرین ِ لبانت
مست از حضورت...
گرم و سرد ِ دستان ِ تو و صورت ِ من...
*****
روزانه های کابوس و
صورت ِ بی جان در آینه ی ِ چین خورده...
زلزله های یاد ِ تو
و پس لرزه های دلم...
...
..
.
وای! عاشق شدم!
******
چهار دیوار
یک پنجره
بی دَر...
"باید این پنجره را بست و نشست
پشت دیوار کسی می گذرد...
باید عاشق شد و رفت..."
تابستان ِ من
88/04/12تابستان
و روزهای داغ و طولانی
داغ چون خاطرات ِ دستان ِ گره کرده مان
و طولانی به درازای فاصله مان این روزها...
تابستان
و شب های سرد و کوتاه
سرد چون وجود ِ من ِ بی تو
و کوتاه از بی طاقتی ِ هق هق های شبانه ی تنهایی مان...
تابستان ِ بی تو
و چتر ِ بسته شده ی ِ دلم
تا دوباره باران ِ نگاهت ...
پ.ن: در روزهایی که به تولد "نوید بدون روتوش" نزدیک می شویم،
مشکلات بلاگفا مرا مجبور می کند که هم اینجا بنویسم هم در پرشین بلاگ!!
(اگر در باز کردن این صفحه مشکل دارید اینجا را کلیک کنید!)
پ.ن "تولد دات کام": این روزها آدرس جدید است که می آید!
به لطف کادوی تولدم با تاخیری 100 روزه، من هم دات کام شدم! :دی
از این به بعد می توانید مرا در www.NavidSaberi.com بخوانید!
(مسعود جان! کادوی تولدت درست مثل خودت است! بی وقت اما فوق العاده!)
