تبليغاتX
نوید بدون روتوش
یا من مفهوم "پله اضطراری" را درک نکرده ام

یا آن ها که جلوی آن درب آهنی نصب می کنند همراه با قفل و زنجیر!!...

 

پ.ن۱: رجوع شود به ساختمان سازمان مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد

پ.ن۲: در صورت عدم دسترسی به پ.ن۱ رجوع شود به دانشکده علوم پایه دانشگاه نامبرده!

 

تنهایی

87/04/28
تنها که می شوم

حسی سراغم می آید شبیه...

...شبیه ت ن ه ا ی ی

...

می فهمی که؟!

 
...

مثل پروانه به دورت می چرخیدم...

...متاسفم...

دچار قانون گریز از مرکز شده ام...

...

 
آدم ها بیشتر شبیه آن چیزی هستند که از دیگران پنهان می کنند.

نظر تو چیست؟!

...

 

 
شب های تابستان

سرگردان در جستجوی نامت

این سو و آن سو،

حتی میان سایت ها

 

ولذتی که کمتر نصیبم می گردد :

لذت نیافتن نامت

در قلوب و اذهان غیر!

 
این روزها آبمیوه ها هم طعم میوه خود را نمی دهند...

درست مثل تو که هیچ طعم و بویی از خاطراتت را نمی دهی!

 

راستش نه طرحش آن چیزی شد که می خواستم

نه قالب و نه رنگش

-و شاید نه حتی متنش!-

 

اینجا خواهم نوشت زیرا ادای دین(!) می کنم به کسانی که باعث شده اند لذت ببرم(!؟)  از زندگی ام ،

بیش از هر زمان دیگر...

اینجا خواهم نوشت چون مصداق واقعی

" نه بسته ام به کس دل

نه بسته کس به من دل...*

                                    گشته ام.

 

اینجا نوید خواهد داد از "نوید"ی بدون نقاب...

اینجا منم

            "نوید

                        بدون روتوش"

 

 

* قطعه ای از همایون شجریان

 

 

 

 
Blog Skin